السيد الخميني
112
استفتائات امام خمينى ( موسوعة الإمام الخميني 32 الى 41 ) ( فارسى )
[ سؤال 7071 ] 35546137 بسمه تعالى سرپرست محترم دفتر امام ، سلام عليكم محترماً ؛ پدرم در سال 1334 فوت نموده است . از مرحوم پدرم هشت فرزند باقى مىماند كه 5 نفر آنها از زن اولى و سه نفر آنها از زن دومى مىباشند و بنده كه جزو فرزندان زن اولى هستم ، مادرم زودتر از پدرم فوت نموده است . بعد از فوت پدرم ، قسمتى از اموالش را بين وارثين تقسيم مىكنند و قسمت ديگر شامل يك باب خانه و مقدار 22000 متر زمين كشاورزى با سند ، و مبلغ 1000 تومان بدهى وام بانك كشاورزى مىباشد كه سند زمين 22000 متر در گرو بدهى هزار تومان در بانك كشاورزى مىباشد . زمان پرداخت اين مبلغ بدهى دو سال بعد از فوت پدرم بوده و هنگامى كه زمان پرداخت وام مىشود چون پولى از ارث در مقابل آن نبوده و از طرف بانك اخطاريه در خانه مرحوم پدرم مىآيد . دو نفر از فاميلهاى اينجانب كه يكى شوهر خواهرم بوده و فعلًا زنده است و ديگرى پدر شوهر خواهرم ، خانه ذكر شده در بالا را كه تقسيم نشده بود ، به مبلغ 1500 تومان به شخصى مىفروشند . در صورتى كه زن دومى پدرم كه سرپرست سه فرزندش مىباشد و كوچكترين آنها در آن زمان دو سال داشته ، مىگويد : « بنده اجازه فروش خانه را ندادم . چون آقاى خريدار خانهاى نداشت ، قرار بر اين شد كه مبلغ 1000 تومان از 1500 تومان را در وجه بدهى بانك بدهد و پس از اينكه بچهها بزرگ شدند 1000 تومان را به آقاى خريدار پس بدهند و ايشان خانه را خالى كنند » . لازم به يادآورى است كه آقاى خريدار هم 10 سال پيش فوت نمودهاند و وارثين او مىگويند : « پدرمان خانه را خريده و 1000 تومان آن را داده و پانصد تومان آن را قرار شده بعد از اينكه بچهها بزرگ شدند بدهند » . و بچههاى زن اولى كه يكى از آنها من مىباشم اصلًا از فروش خانه هيچ اطلاعى نداشتهايم . و چون سند خانه به نام پدرم بوده ، ما مبلغ 1000 تومان را به وارثين خريدار پس داديم و خانه